سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
صبا


ارسال شده توسط سایبان در 89/4/1:: 10:53 عصر

می ایستی رو به روی قاب عکس
و زل میزنی به من
بی که تحقیرم کنی
و می گذاری یک دل سیر نگاهت کنم
بی که مایه ی خجالتت باشم...

راستی چه نعمت بزرگیست؛
                      این «روبان کوچک مشکی»

 


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط سایبان در 89/3/12:: 10:14 صبح
هنجار گریزی لطیف چشمانت را
از قاعده ی مبتذل نجابت
در عصر ریا
دوست دارم



کلمات کلیدی : چشمانت

ارسال شده توسط سایبان در 89/2/23:: 4:13 عصر
صدای تیر آمد
تو بر زمین افتادی
مردم دور ما جمع شدند
کسی پرسید:زنده است؟
دیگری گفت:نه تکان نمی خورد
چند لحظه سکوت بود
من ناگهان گفتم : زنده است زنده است...
گفتند:تکان می خورد؟
گفتم:آری، موهایش در باد تکان می خورد...
سری به نشانه ی تاسف تکان دادند و دور شدند!
اما من شک ندارم که زنده ای،
وقتی موهایت در باد تکان می خورد
یعنی داری دل بری می کنی
و وقتی دل بری می کنی
یعنی زنده ای...


کلمات کلیدی : دل بری

ارسال شده توسط سایبان در 89/2/14:: 9:48 عصر
بین این همه آب و رنگ ،
چقدر کم رنگ ام!

حق داشتی نبینی ام...

کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط سایبان در 89/2/8:: 11:13 عصر

من درد زایمان
دارم !
تویی که درون من است ، دیگر بزرگتر از آن شده که بتوانم حمل اش کنم...
پزشک زنان روزنه های وجودم را می کاود
در جستجوی تو
و نمی یابدت!
مادرم میگوید:
شاید سرطان باشد
و دکترها هی عکس میگیرند که غده را بیابند

و نمی یابندت!
اما

من درد زایمان دارم...

تو که رفتی؛

چرا خودت را نبردی از درون من؟
آخ....
من درد زایمان دارم

...


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط سایبان در 89/2/3:: 11:20 عصر

بمان
همان جا زیر درخت اقاقیا بمان.
با هرکه میخواهی حرف بزن ، با هرکه میخواهی بخند
اصلا با تمام دختران زیبای این شهر برقص و هم اغوش شو!
فقط منظره را از من نگیر...


کلمات کلیدی : بمان

ارسال شده توسط سایبان در 89/1/26:: 11:16 عصر

میروی

و قبل رفتنت حتی دست هم تکان نمیدهی

میبینی ام

ولی سر کج میکنی که نفر پشت سری را بهتر ببینی

صدایم را میشنوی

ولی سرت را برنمیگردانی

اینها یعنی

باید فراموش کنم

روزهایی را که

برای دوباره دیدنم

سرت بی اراده بر میگشت...


کلمات کلیدی : میروی

ارسال شده توسط سایبان در 89/1/17:: 11:17 عصر

بی دلیل پرسیدم:چه خبر؟
بی مقدمه خبر را گفت: عشقت ، با فلانی پرید...
خندیدم و گفتم که به هم می آیید،که فلانی خوب است،که خوشحالم...
دروغ نگفتم!
اما کمی
بفهمی نفهمی
دلم مُرد
جان داد
پرپر زد ...


کلمات کلیدی :

ارسال شده توسط سایبان در 89/1/12:: 3:38 صبح
عاشق اینم:
اس ام اس بزنم : فریماه!
جواب بده: جانم...


کلمات کلیدی : اس ام اس