• وبلاگ : سايبان
  • يادداشت : من درد زايمان دارم
  • نظرات : 4 خصوصي ، 12 عمومي
  • mp3 player شوکر

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + خواهرت 

    خيلي دور نرو!!!ازين بيشتر راهنمايي!!گل.شيريني ... هويج بستني... ني ني ..به چه زبوني بگم منم

    نشناسي باهات قهرم!!
    پاسخ

    قهر نكن ولي فك كنم اشتباه گرفتي!من تو عمرم هويج بستني نخوردم از فكرشم حالم بد ميشه...
    + خواهرت 
    پس خودت نخواستي!!!بعد نياي از من ادعاي شيرني و اينا کني!!!
    پاسخ

    حالا شما يه كم راهنمايي كن. ما كه رفتيم سر كار حالا يه كم بيشتر و كمتر فرقي نداره...
    + خواهرت 
    :))نه عزيز جون دوسته خواهرتم:دي ميشناسي بگن كيي ام مزش ميره آخه!فكر كن ميشناسي يه بستني جايزشه!!ازين بيشتر راهنمايي كنم!
    پاسخ

    نه ديگه سركار گذاشتي اساسي... از بچه هاي پيام رساني
    اون شعري هم که کامنت گذاشتي
    واسه سهراب بود !

    پاسخ

    ممنون که گفتيد.
    + خواهرت 
    خيلـــــي ممنون عموميش كردي!براي تو بود نه كل ملت!!!خيلي هم تلاش نكن ميشناسي منو ديونه دوستتم!ميبينمت فردا صب!
    پاسخ

    ميدونم دوستمي ولي بچه هاي دانشگاه ادرس اينجا رو ندارن يا واقعا خواهرمي يا داري رد گم ميکني!!
    سلام
    خوندم اينو
    طرح اوليه اش بکر و زيباست
    رفتن و جاموندنش
    ياد و خاطره هاش
    و غمي که روي دل سنگيني مي کنه ...
    ولي مي توني بهتر از اين پرداختش کني !

    پاسخ

    خودمم احساس ميکنم خيلي نپخته است...

    مردها هم درد ِ زايمان را تجربه مي كنند. اين كودك درون كه گاهي تخس مي شود و غير قابل تحمل. آنوقت بزرگ مي شويم.

    تازه مي شويم مثل تمام آدمهاي اطراف

    و شاعر فرياد مي كند كه : من از دنياي بدون كودك مي ترسم.

    راستي! كتاب نامه به كودكي كه هرگز زاده نشد را گير بياور و بارها بخوان. لذت خواهي برد به يقين

    خوبه كه اگه دردي هم هست درد زايمان يادها و خاطره هاي اونايي باشه كه ارزش كاشته شدن تو دلمون رو داشته باشن...

    خدا كنه گندم بزايي...

    پاسخ

    تنها حاصلي كه از اين بارداري هاي ناخواسته براي زنها ميمونه ، افسردگيه بعد زايمانشه...

    درد زايمان

    تويي كه درون من است

    ...

    بكر و دوستداشتني بود

    پاسخ

    تعريف دلگرم كننده اي بود،ممنون

    ممنون از همدرديت رفيق

    خوشبخت شدم از آشناييت

    ...

    پاسخ

    من بيشتر...
    + خواهرت 

    ميشه خواهش كنم اول فكر كني مني كه اينو واست مينويسم خواهرتمكه خيلي هم دوست دارم؟

    اگه اين حس نداشتي نخون

    خواهر عزيز تر از جانم سلام

    حيف تو با ذهن قشنگ نيست كه به جاي فكرهاي خوشكل خوشكلت اين مذخرفاتو بنويسي؟

    من نوشته هاي خودتو خيلي خيلي بيشتر از اينا ميپسندم

    شايد 2تا بيشتر بينده داشته باشي اما با اينكه خواهر كوچكمي خيلي خيلي بيشتر از اينا بزرگي

    حيف توئه

    دوست دارم كمي فكر كن عزيزجون

    پاسخ

    خواهر بي نام و نشان!اين هم نوشته ي خودم بود،تو يکي از همين شبا تو اتوبوس وقتي واقعا حالم بد بود نوشتمش!نميدونم چرا اين حس رو داري!بيشتر بگو برام...(ببخشيد که عموميش کردم،خواستم بتوني جواب رو بخوني)

    نثر شريفي بود...

    تيتر مطلبتون توجهم رو جلب كرد.يه نگاهي به كل وبلاگ هم انداختم!

    مدت ها بود نا اميد شده بودم از اينكه وبلاگ نويسي پيدا بشه كه به جاي نوشتن از دفترچه خاطرات روزانه اش توي وبلاگ!!!!!!! حرفاشو با سبك و شيوه شريفتري بزنه!

    در كل ممنون

    پاسخ

    من هم ممنونم...